Farewell old man. I'm happy you're finally resting with your son.
---
میگن قوها هیچ وقت آواز نمیخونن. ولی وقتی دارن به مرگ نزدیک میشن، شروع به آواز خوندن میکنن و اوّلین و آخرین آواز عمرشون رو از بر میخونن.
دوّمین بار بود در عمرم که بار تابوت کسی روی شونهام سنگینی میکرد.
روحش شاد
امروز ؛
میان من و او ، تفاوتی است ؛
که دیروز نبود .
من هنوز می توانم به مرد بستنی فروش بگویم که از چه طعم هایی برایم بستنی پر کند ؛
اما او دیگر نمی تواند ؛
چرا که او امروز از میان ما رفت ؛
و من هنوز زنده ام .
ازین تفاوت شگرف ، ساعت هاست که می گریم.